سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تنگدستى بزرگتر مرگ است . [نهج البلاغه]
امروز: جمعه 100 فروردین 27

یکی از دانشمندان پرکار و معروف سرزمین من، در تشریح علل عقب افتادگی ایرانیان از قافله علم و فرهنگ، «تجربه‌ نیندوختن‌ از گذشته» را یادآور می شوند و می گویند:

پس‌ از اقدامات‌ انسان‌دوستانه‌ افرادی‌ چون‌ ماندلا واسلاوهاول‌ و اقدامات‌ انسان‌دوستانی‌ که‌ در باب‌ "فرهنگی‌ کردن‌ سیاست‌" تلاش‌ کردند، زیاد شنیده‌ایم‌ که‌ ببخش‌ و فراموش‌ کن‌ یا ببخش‌ و فراموش‌ نکن‌. اما داستان‌ بر سر این‌ است‌ که‌ اگر شما ببخشایید و فراموش‌ کنید باز هم‌ از همانجا ضربه‌ می‌خورید.

انسان های سالم کسانی هستند که در درونشان می توانند بزرگترین دشمنان خود را از لحاظ عاطفی ببخشایند،‏چرا که از لحاظ عاطفی باید بخشود،‏اما از لحاظ ذهنی نباید فراموش کرد. اما متأسفانه ما عکس این عمل می کنیم،‏از لحاظ عاطفی نمی بخشیم و کینه جویی در ما زنده است، ‏اما به لحاظ ذهنی فراموش می کنیم،‏ چراکه حافظه ملت ما بسیار کند و تار است.

به راستی اگر خوب بیاندیشیم و به اطرافمان با دقت بنگریم، غیر از این را مشاهده نمی کنیم. متأسفانه این فرهنگ غلط در تمام شئون زندگی ما رسوخ کرده است. از زندگی خصوصی گرفته تا برخورد با نزدیکان، همکاران، تصمیم گیری های کلان تر مانند انتخابات و ...

در این سیر صعودی، مسئولین رده بالای سرزمین من و شما، به همین درد بزرگ دچار هستند. شب گذشته برنامه 90 اختصاص به علت ناکامی تیم ملی در بازی های مقدماتی جام جهانی داشت. آنچه که مرا بیش از پیش می آزرد همین فراموش کردن تجربه های گذشته بود. ورزش ما در یک دور باطلی افتاده است که به نظر می رسد حالا حالاها قصد تغییر و تحول کارساز را ندارد.

وقتی چیدمان و تفکرات سران فدراسیون فوتبال و البته مابقی فدارسیون ها را خوب می نگریم، و با دقت به شخصیت، شیوه مدیریت و حتی گفتار ایشان توجه می کنیم، چیزی جز خامی، بی تجربگی و حتی تناقضات فراوان در گفتار و عمل نمی بینیم. در حالی که هر کدام از این آقایان سال هاست بر اریکه قدرت و مدیرت کلان ورزش کشور آرمیده اند و به راحتی از اموال بیت المال ارتزاق می کنند.

در پس هر ناکامی شعاری مبنی بر «تشکیل گروهی برای بررسی علل ناکامی ها» می­ دهند، اما وقتی آب ها از آسیاب می افتد دوباره این فراموشی و تجربه نیاندوختن از گذشته، به سراغ ما می آید. اگر در مورد ناکامی های فوتبال در بازی ها آسیای و المپیک پکن با دقت برخورد می شد و پس از چند سرو صدا در مجلس و جامعه مطبوعاتی، به بوته فراموشی سپرده نمی شد و در یک کلام، مسئولین عالی رتبه کشور سین جین می شدند، وضعیت روحی و روانی ما ایرانیان در روز هشتم فروردین بهتر از این بود. صد هزار تماشاگری که به عشق وطن و صعود به جام جهانی آمده بودند، با سرخوردگی و لعن و نفرین به متولیان بی لیاقت ورزش کشور، به منزل باز نمی گشتند.

از صحبت های ریاست فوتبال، چیزی جز یک دور باطل فهمیده نمی شد. به نظرم اگر ایشان فقط توانایی مدیریت امور منزل خود را داشته باشد، مرد شریف و موفقی است ؛ این قبایی که برای ریاست فدارسیون دوخته شده است، بیش از اندکی برای ایشان گشاد و نامناسب است. از همه مهتمر، کسانی که خطوط کلی برای ایشان تعیین می کنند، باید جوابگوی این همه دلمردگی، دلسردی و وادادگی های اجتماعی باشند. به امید روزی که با سربلندی و اقتدار، از میادین بزرگ خارج شویم. یا علی 

علی دایی


نوشته شده توسط علی اکبر ابراهیمی در پنج شنبه 88/1/13 و ساعت 9:50 عصر | نظرات دیگران()
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
تو پس کوچه های جمعه
روشنگر راه
تحولات طبیعت و بازنگری درونی
جمعه پرتحرک نمایشگاه مطبوعات
یادداشتی بر مناظره موسوی - احمدی نژاد
انتخابات و دلزدگی ها
بهجت دین در محاق
چگونه با شهید آوینی آشنا شدم
تجربه نیاندوختن از گذشته و باخت فوتبال ملی
سیاست دینی و دین سیاسی
به بهانه شهرآورد 66 سرخابی
انتخابات دهم و معادله چند مجهولی
[عناوین آرشیوشده]

بالا

امام علی; (ع): فرصت، چون ابر می; گذرد ،پس فرصت های; خوب را غنیمت شمرید

بالا